هیچ وقت نمی تونی بفهمی پشت خنده های کسی چقدر بغض جمع شدهپشت بیخیال گفتنش چقدر حرف نگفتهپشت بی تفاوتیاش چقدر دلتنگی ...پشت سکوت سنگین یه مرد چقدر غرور ، ترس ، درد...تو هیچوقت نمی تونی بفهمی پشت دستای گره خورده یه زن و مرد چقدر فاصله خوابیدهپشت تعهد شناسنامه ای شون چقدر هوس...پشت قیافه منطقیه یه آدم چقدر جنونپشت عصبیت یه آدم چقدر مهربونی...پشت سر شلوغیای یکی چقدر تنهاییپشت انزوای یکی چقدر دلیل...تو از خاطرات کودکیه یه قاتل زنجیره ای، یه دزد حرفه ای، یه معتاد الکلی چیزی نمی دونی...تو خیلی وقتا، خیلی جاها، توو خیلی شرایط نبودی اما راجبش گفتیقضاوت کردیرای دادیمحکوم کردیتو خدا نبودی اما خدایی کردی
زندگیمو ببین چیکار کردی تورو خداخودت آروم گرفتی لعنتی ولی منو نابووود کردین
برچسب:
نویسنده: رویا شاکری
تاريخ: شنبه
20 خرداد
1396 ساعت: 19:37