**عـشــقــولـــی**❤❤❤❤بگویم"دوست دارم بگويم دوستت دارم"میشود اندک زمانی بیشتردر اینجا بمانیم؟درست در همینجا.میشود بینیات را بفشاری به گردنم،و من در آغوشت بکشم،طولانیتر، محکمتر،میشود در همینجا نگاهت بدارم؟هرچند هنوز بسیار کارهایی هستکه باید انجام داد،زندگیای که باید زیست،بسیار چیزهایی که باید مواجه شدو تحمل کرد،اما اکنون،میشود لحظهای بیشتر بمانیم...
برچسب:
نویسنده: رویا شاکری
**عـشــقــولـــی**❤❤❤❤گاهگاهی دلم ميگــــــيره از سخنانی که در شـأنم نيست…گاه دلم ميگيره ازصداقتــــــم كه هيچكس لايــــــق آن نيست،….گاه دلم تنگ ميشه براي وعــــــده هايي كه ميدانستم نيست اما براي دلخوشيم كافی بود..گاه دلم ميگيرداز سادگی هايم…گاه دلم ميسوزدبراي وفـــــــاداري هايم….گاه دلم ميسوزدبراي اشكهايم..گاه دلم ميگيردازروزگــــــــــاري كه درآنم…#اين نبـــــــــــــــودآنچه درانتظارش بــــــــــــــــودم..گاهی دلم ميگــــــيره ازسخناني كه در شـأنم نيست…گاه دلم ميگيره ازصداقتــــــم كه هيچ
برچسب:
نویسنده: رویا شاکری
ما به اندازه هم سهم ز دریا بردیمخوش به حال من ودریا و غروب و خورشیدو چه بی ذوق جهانی که مرا با تو ندیدرشتهای جنس همان رشته که بر گردن توستچه سروقت مرا هم به سر وعده کشیدبه کف و ماسه که نایابترین مرجانهاتپش تبزده نبض مرا میفهمیدآسمان روشنی اش را همه بر چشم تو دادمثل خورشید که خود را به دل من بخشیدما به اندازه هم سهم ز دریا بردیمهیچکس مثل تو ومن به تفاهم نرسیدخواستی شعر بخوانم دهنم شیرین شدماه طعم غزلم را ز نگاه تو چشیدمنکه حتی پی پژواک خودم میگردمآخرین زمزمه ام را همه شهر شنید
برچسب:
نویسنده: رویا شاکری
**عـشــقــولـــی**❤❤❤❤قهر « قهر ، قهر ، تا روزِ قیامت » این زیباترین دروغِ کودکی هایمان بودقرار بود مثلاً دلخوریِ مان تا ابد کِش بیاید اما با یک «ببخشید» سر و تهِ قضیه هم می آمد و دوباره مشغولِ بازی می شدیمانگار هم نه انگار ، که قهر کرده بودیم !بچگی ها ، در همین سادگی اش قشنگ بود .امان از این بزرگ شدنامان از این قهر هایِ بی صدایِ طولانی !حالا قهرِ مان را جار نمی زنیم ،خیرِ سرِمان مثلاً متمدن شده ایمخیلی بی صدا می رویماما برای همیشهاما بدونِ بازگشت دلمانهم خوش است که بزرگ شده ایم....
برچسب:
نویسنده: رویا شاکری
**عـشــقــولـــی**❤❤❤❤صدایم کنصدایم کن در این باران، صدا را دوست میدارمتو باشی عاشقی در این هوا را دوست میدارمچه حالی میدهد با تو شراب و شعر و موسیقینمی دانی چه بیحد این فضا را دوست میدارمسرآمد در بلا هستی، بکش رویِ سرم دستیبلا بالایِ من! با تو، بلا را دوست میدارمطبیعی هست اگر چون بید، مجنونت شوم لیلا!منم دیوانه و دیوانه ها را دوست میدارمبه فرهنگِ لغت، دلداده خیلی ساده یعنی منمنِ عاشق از این رو دهخدا را دوست میدارمدلم را قرصِ ماهِ نسخه یِ خوش خط و خالت کنکه با هر بوسه قانونِ شفا را دوست میدارماگ
برچسب:
نویسنده: رویا شاکری


تو . . .
همون آخرین کسی هستی که بودنت :
جبرانِ تمومِ نبودناست ؛
جبرانِ تمومِ بیانصافیا ؛
جبرانِ تمومِ شکستنا ؛
بعضی آدما خوده معجزن انگار میان که دلیلی باشن تا تو بتونی معنی زندگی کردنُ درک کنی
تو همون دلیل و معجزهی زندگی منی ؛
برچسب:
نویسنده: رویا شاکری


"جمعه"
دلبر می خواهد
« شاید یک "رفیقِ " همیشه پایه
که قیدِ روزمرگیهایش را بزند
تا لحظاتی کنار هم درد دل کنند »
"جمعه"
« دو تا گوش می خواهد برایِ
شنیدنِ دغدغه هایِ کل هفته »
"جمعه"
« کنارِ کسی که آرامشِ مطلق است
طعمی دارد وصف نشدنی...»♥️
برچسب:
نویسنده: رویا شاکری
برچسب:
نویسنده: رویا شاکری


برچسب:
نویسنده: رویا شاکری
برچسب:
نویسنده: رویا شاکری
برچسب:
نویسنده: رویا شاکری


برچسب:
نویسنده: رویا شاکری
برچسب:
نویسنده: رویا شاکری
ڪاش دلتنگـے هم
مثل اشـڪـ بود
مے ریخـت و تمـام میشـد
مے ریخـت و سبڪـ میشـدے
آن وقـت مجبور نبودے
هـر روز حجـم
برچسب:
نویسنده: رویا شاکری
عظیـمے از دلتنگـے ها
را با خودت بہ این
طـرف و آن طـرف ببـری